X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی
 
کلاغ پر بازی
عزیزجمعه های عشق وآزادی کلاغ پربازی باتوعالمی داره....
 
 
جمعه 26 فروردین 1390 :: 17:18 ::  نویسنده : مانی ا

دلم لک زده برای یک همایش معماری !


همایش شهر کتاب درباره معماری


آیدین فرنگی: «مهندسان معمار ما علاقه‌ای به مطالعه‌ی کتاب‌های روزآمد رشته‌شان نشان نمی‌دهند و نیازی به آشنایی دقیق با مبانی این کار احساس نمی‌کنند. شاید یکی از دلایل نازیبا بودن شهرهای ما، همین بی‌علاقگی معماران ایرانی به حرفه‌شان باشد. مسئولان اجرایی هم ضرورت تغییر سلیقه‌ی معماری جامعه را درک نمی‌کنند و بالطبع در این زمینه‌ هیچ کمکی در اختیار معماران خلاق قرار نمی‌دهند. گویا توافقی غیر رسمی بین عموم معماران و مدیران کشوری وجود دارد تا تحول مثبت فراگیری در معماری ایرانی صورت نگیرد.»

دکتر کامبیز نوایی، مدیر گروه معماری دانشگاه شهید بهشتی در نشست معرفی کتاب معماری در آستانه‌ی هزاره‌ی سوم گفت: «بنه ولو ما را دعوت می‌کند به این‌که قبل از خواندن کتابش به سراغ آثار معماری برویم و درباره‌ی آن‌ها فکر کنیم و وقتی مطالعه‌ی کتابش را شروع کردیم، به این امر توجه داشته باشیم که در دنیای عظیم آثار معماری، او فقط فرصت این را داشته که در زمانی کوتاه به جان کلام بپردازد.»

«اگر نیازی به تاریخ معماری نداشته باشیم، به کتاب‌های تاریخ معماری هم نیازی نخواهیم داشت. کسانی حتی معتقدند که به شرط عکس‌برداری کامل و جامع از یک بنای تاریخی، می‌توان آن را به‌کلی نابود کرد. از این دید، بشر نیازی به آثار تاریخی ندارد. ریشه‌ی این نگاه برمی‌گردد به نگاه مدرن درباره‌ی تاریخ. در دوران مدرن، تاریخ، محلی از اعراب نداشت و عالم مدرن فاقد ارتباط با دنیای قبلی تلقی می‌شد. انسان مدرن، دوران گذشته را دوره‌ی جاهلی فرض می‌کرد و گذشتگان در نگاه او کسانی بودند که به‌هیچ وجه نتوانسته‌‌اند به چیستی ماجراها پی ببرند. متفکران دنیای مدرن، هم‌چون پیامبرانی مدرن معتقد بودند دوران گذشته به پایان رسیده است و نیازی به توجه به آن نیست. در دید این دسته، معماری نیز یک عمل علمی بود. هرچند برخی از این پیامبران مدرن بعدها از گفته‌های خود ابراز ندامت کردند، دنیای مدرن آن‌قدرشیفته‌ی شنیدن سخنان علمی بود که کسی به عذرخواهی برخی بزرگان آن توجهی نکرد.

در تفکر علمی موضوعات یا ابطال یا از درجه‌ی اهمیت ساقط می‌شوند. تعمیم این نگاه علمی به معماری سبب انقطاع از گذشته می‌شود. آثار معماری گذشته آثار قشنگی بودند و معماران بزرگ مدرن هم این نکته را به‌خوبی می‌دانستند، ولی برای پسندیدن این بناها ناگزیر باید دلایل علمی و ادله‌ی عقلی می‌تراشیدند. این رفتار را می‌توان توجیه جنبه‌های زیبایی‌شناسانه‌ی معماری با زبان عقل دانست. این در حالی است که آثار معماران مدرن نیز چیزی نبود جز رویاهایی که آن‌ها در ذهن داشتند. پس آنان در یک وضعیت متناقض نمی‌توانستند بگویند این ساختمان را این‌طور طراحی کرده‌ام، چون به‌نظرم زیباست یا چون از این خوشم می‌آید.»

معماری مدرن به خلاصه کردن قصه‌ها پرداخت و در نهایت، فرار از قصه گفتن یا همان نگفتن قصه را برگزید. البته در آن دوران قصه‌ای هم برای گفتن نبود. در چنان شرایطی یا کتابی درباره‌ی تاریخ معماری نوشته نمی‌شد یا اگر چیزی نوشته می‌شد، اثری عمیق به حساب نمی‌آمد. در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ میلادی، این وضعیت دچار تغییر شد و معمارانی ظهور کردند که با استفاده از آجر یا فرم‌های خالص، می‌کوشیدند از تاریخ معماری اعاده‌ی حیثیت کنند. برخی دیگر نیز با نوشتن دست به این اعاده‌ی حیثیت زدند. بنابراین در دنیای پسامدرن، تاریخ معماری بیشتر مورد توجه قرار گرفت و در سی سال اخیر کتاب‌های بسیاری درباره‌ی آن تالیف شد. البته برخی از این تالیفات حالتی هیجان‌زده نسبت به تاریخ معماری دارند که چندان نیز نپاییدند. گروه یادشده که آن‌ها را می‌توان نئوکلاسیسیست‌های جدید نامید، اجزایی از تاریخ را می‌گرفتند و به ساختمان‌های کنونی می‌چسباندند و معماری‌ای پرآرایه و سانتی‌مانتال پدید می‌آوردند. این گرایش، یکی از گرایش‌های دوران پسامدرن است. برخی‌ها هم به شکل دیگری تاریخ معماری را روی صحنه بازگرداندند. این دسته تلاش می‌کرد سربه‌سر بناهای گذشته بگذارد که خود نمودی است از بازگشت به تاریخ معماری. در چنان شرایطی نوشتن کتاب‌های تاریخ معماری رونق بسیاری گرفت.»

«تاریخ‌نویسان معماری کوشیدند به کنه ساختمان‌ها فرو بروند، آن‌ها را نقد کنند و با تجزیه‌ و تحلیل‌شان بگویند که تاریخ معماری چه کاربردی دارد. اگر مشخص شود که تاریخ معماری چه کاربردی دارد، می‌شود فهمید که در این کتاب‌ها باید از چه چیزهایی سخن گفت. خلاف آن‌چه فکر می‌کنیم، مسائل عقلی و کاربردی معماری با گذشت زمان بی‌اعتبار نمی‌شوند. هنوز هم بسیاری از درس‌های بزرگ برای مسائل کاربردی را می‌توان از تاریخ معماری آموخت. بحث تطبیق ساختمان با شرایط آب و هوایی یکی از این مثال‌هاست. اما آن‌چه معماری را معماری می‌کند، بحث هنر و حکمت است، نه بحث‌های عقلی و واقعیات علمی. پاسخ این پرسش‌هاست که مرز بین معماری و ساختمان را روشن می‌کند. اگر معماری صورت‌بخشی به حکمت‌ها باشد، در تاریخ معماری می‌توان به کشف حکمت نهفته در پس آثار پرداخت و قصه‌شان را دانست؛ چراکه هر آن‌چه را طراح می‌خواسته، در اثرش تجلی یافته است. بسیاری از تاریخ‌نویسان معماری می‌کوشند پیوند بین نظر و اثر را در نوشته‌هاشان آشکار کنند.»




موضوعات
صفحات وبلاگ
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 85780
تقویم رو میزی


                    
 
 
 
قالب وبلاگ