X
تبلیغات
رایتل
 
کلاغ پر بازی
عزیزجمعه های عشق وآزادی کلاغ پربازی باتوعالمی داره....
 
 
یکشنبه 15 آبان 1390 :: 14:31 ::  نویسنده : مانی ا

من هنوز به شرایطم عادت نکردم و به نظر نمیاد که قراره کنار بیام !

هر روز مثل روز اوله ! همون موقعی که سوار هواپیما شدم و یا همون موقعی که پرواز کردم !

هر روز صبح !

یک صبح سگی شروع میشه !

امروز یک ماه شد ! ساعت 11و نیم میترا گفت الان ماه گردمونه ! و هست

امروز یک ماه شد و من نمیدونم این یک ماه یک ماه ها را چطور باید طی کنم !

هر روز میشمرم و تموم نمیشه ! اینجا ساعتها زود میگذره و زود شب میشه و زود صبحهای سگی شروع میشند ولی روزها کند میگذره ! عجیبه !

من اخرش یاد نمیگیرم که پیش داوری نکنم ! اگه میترا و بهزاد نبودند شرایطم خیلی خیلی بدتر میشد ! نمیگذارند من تنها بمونم ، به زور هم شده یه بهونه درسی پیدا میکنند که مثلا من باید خونه اونا باشم و وقتی میرم میبینم همون کاریه که تو اتاق خودم هم انجام میدم !

مهربونند بامن ! و از حرفاشون میشه فهمید که از دوست زیادی ضربه خوردند و دوستی هم ندارند ! باهمند و کاری به کسی ندارند !

 



موضوعات
صفحات وبلاگ
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 85620
تقویم رو میزی


                    
 
 
 
قالب وبلاگ