X
تبلیغات
رایتل
 
کلاغ پر بازی
عزیزجمعه های عشق وآزادی کلاغ پربازی باتوعالمی داره....
 
 
یکشنبه 6 آذر 1390 :: 21:50 ::  نویسنده : مانی ا

یک دوست : 

به نظر من دلیل این استرس تنهایی هستش. یک دفعه کل سیستم حمایتیت رو از دست دادی. این استرس نتیجه جنگ درونیت بین موندن و ادامه دادن و برگشتن به گذشته ی امنته.


وقتی مغزت تمام وقت داره داده اطلاعاتی رو تحلیل میکنه که بازده اون هیچی نیست نتیجش می شه استرس و خشم.

راه حل......


به نظر من بهترین راه حل اینه که بشینی با خودت حرف بزنی

  • اول که به نظرم یه وقت درست حسابی پیدا کن و بشین 2، 3 ساعت گریه کن
    بعد از اینکه کلی گریه کردی و سبک شدی....
    بزار دو یا حتی چند بعد درونیت حرف بزنن.
    یکیشون راضی
    یکی ناراضی
    یکی شاکی
    بزار حرفاشونو بگن. اینا دارن باهم دعوا می کنن و تو از دعواشون غافلی
    بعد...
    مثل رهبر یک گروه هدف هاتو به همشون بگو.
    برا هر کدومشون یک راه حل بده. یعنی، هر کدومو یک جوری راضی کن.
    مهمه که ابعاد درونی خودتو درک کنی.
    بهشون بها بدی و به قولی جواب اعتراضا شونو با خفه شو ندی.
    تو شاید نتونی مشکل همشونو حل کنی ولی میتونی باهاشون هم دردی کنی. براشون گریه کنی و خالیشون کنی و یک راه حل ابتکاری بهشون بدی.

  • ببین درون تو الان پر شده از شخصیت هایی که با هم دعوا دارن.
    یکی شون عاشقه، یکیشون احساس نا امنی می کنه. یکیشون غلدره و نمی خواد حرف بقیه رو گوش کنه و فک می کنه که اگه به ابعاد دیگه رو بده از هدف هاش دور میشه.
    ولی اینجوری نیست. نتیجه این سرگوبا اول استرسه و بعد خشم.....
    بزار همه حرفاشونو بزنن ولی تو جهت حرکتو مشخص کن و هر کدومو یه جوری راضی کن.
  • یه نکته دیگه اینکه، این حالت ها تا 6 ماه شدیدش هم عادیه
    بعد اون باید خفیف شه و سر یک سال تمام.
    پس فک نکن مشکل از توست.
    انرژی کمی رو این بزار که تصمیمت درست بوده یا نه. بیشتره انرژیتو رو این بزار که این هدف من بوده و با درک تمام ابعاد وجودم، دنبالش می کنم.
    ولی چیزی که روش تاکید دارم اینه که یه وقت حسابی، یه جای خلوت بشین و بزار بعضی بعدهای شخصیتت که حسابی شاکین، شکایتاشونو بگن و سعی کن درکشون کنی.
    درک کردن این نیست که بزاری هر کار می خوان بکنن. درک کردن اینه که با توجه به امکانات و توانایی هات بهشون اجازه خود نمایی بدی.
    ما آدما یاد نگرفتیم خودمونو درک کنیم.
    از صدای اعتراض های درونیمون می رسیم ولی با درونت همون کاری رو بکن که توقع داشتی بابا مامانت تو نوجوونی با تو بکنن.
  • بعد، که این جنگا تموم شد....
    یه برنامه حسابی بریز.
    تغییرات شدید زندگیت احتمالا نیازهاتو عوض کرده.
    نیاز هاتو شناسایی کن. براشون برنامه بریز.
    نزار این تغییر غافل گیرت کنه. قبل اینکه بخواد خودشو به عنوان عامل خطرناک نشون بده بشناسش و براش برنامه ریزی کن.
  • حتما تو روز یک ساعت فارسی حرف بزن....
    اینکه همش انگلیسی حرف بزنی فشار زیادی به حس های نوستالوژیکت میاره. اونارو معترض می کنه.
    هفته ای یک یا دو بار گریه کن. برا شروع عالی. کم کم جنگای درونیت تموم میشه و گریه هاتم کم میشه.
    وقتی خیلی تحت فشاری بنویس. حتی می تونی از قوله شخصیت های درونیت بنویسی. یا حتی واسشون اسم بزاری. همه رو مثل پدر مادرایی که همه بچه هاشونو دوست دارن و سعی می کنن درکشون کنن درک کن.
  • امیدوارم بهت کمک کرده باشم.
    در کل رو من حساب کن. هستم هر وقت خواستی. مطمئن باش هر تصمیمی که بگیری و زندگیتو تغییره اساسی بده ،حتی ازدواج، این مراحل رو باید کم و بیش پشت سر بزاری.
    خیلی به خودت سخت نگیر.......

    چون می گذرد غمی نیست.



موضوعات
صفحات وبلاگ
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 85620
تقویم رو میزی


                    
 
 
 
قالب وبلاگ