X
تبلیغات
رایتل
 
کلاغ پر بازی
عزیزجمعه های عشق وآزادی کلاغ پربازی باتوعالمی داره....
 
 
سه‌شنبه 1 فروردین 1391 :: 18:44 ::  نویسنده : مانی ا
رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمیدوظیفه گر برسد مصرفش گل است و نبید
صفیر مرغ برآمد بط شراب کجاستفغان فتاد به بلبل نقاب گل که کشید
ز میوه‌های بهشتی چه ذوق دریابدهر آن که سیب زنخدان شاهدی نگزید
مکن ز غصه شکایت که در طریق طلببه راحتی نرسید آن که زحمتی نکشید
ز روی ساقی مه وش گلی بچین امروزکه گرد عارض بستان خط بنفشه دمید
چنان کرشمه ساقی دلم ز دست ببردکه با کسی دگرم نیست برگ گفت و شنید
من این مرقع رنگین چو گل بخواهم سوختکه پیر باده فروشش به جرعه‌ای نخرید
بهار می‌گذرد دادگسترا دریابکه رفت موسم و حافظ هنوز می‌نچشید

ابر آزاری برآمد باد نوروزی وزید

وجه می می‌خواهم و مطرب که می‌گوید رسید

شاهدان در جلوه و من شرمسار کیسه‌ام

بار عشق و مفلسی را هردو می‌باید کشید

قحط جود است آبروی خود نمی‌باید فروخت

باده و گل از بهای خرقه می‌باید خرید

 با لبی و صد هزاران خنده آمد گل به باغ

از کریمی گوییا در گوشه‌ای بویی شنید

این لطایف کز لب لعل تو من گفتم که گفت

وین تطاول کز سر زلف تو من دیدم که دید

عدل سلطان گر نپرسد حال مظلومان عشق

گوشه گیران را ز آسایش طمع باید برید

تیر عاشق کش ندانم بر دل حافظ که زد

این قدر دانم که از شعر ترش خون می‌چکید




موضوعات
صفحات وبلاگ
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 85531
تقویم رو میزی


                    
 
 
 
قالب وبلاگ