X
تبلیغات
زولا
 
کلاغ پر بازی
عزیزجمعه های عشق وآزادی کلاغ پربازی باتوعالمی داره....
 
 

پولیک نوشت

زلزله در خدمت پوپولیسم

محمد قوچانی –پدرخوانده و راست های جوان –صفحه 331

(تحلیل برخورد سیاستمداران با زلزله بم ، 17 خرداد 1383)

زلزله مصداق عینی ظهور پوپولیسم به مثابه یک ایدئولوژی است .مارکس ایدئولوژی را به آگاهی کاذب ترجمه می کند و آگاهی کاذب آن زمان شکل میگیرد که عقل از تبیین واقعیت عاجز میشود و یا در برابر آن تسلیم می گردد .علم جدید تلاش انسان مدرن برای تصرف عالم است و از همین روست که تکنولولوژی از دل این علم (و نه علم سنتی که تلاش برای شناخت خالق بود )بیرون می آید .اما حتی تکنولوژی برآمده از مدرنتیه نیز نتوانسته است زلزله را درمان کند .زلزله همچون سرطان یا ایدز همچنان در جهان قربانی می گیرد و حداکثر هنر انسان برای مهار آن در ژاپن رخ میدهد که به مدد تکنولوژی در مقابل زلزله مقاومت می کند ؛اما نمی تواند بر آن غلبه کند .انسان جدید با همه خرد خویش از قدرت پیش بینی اندکی برخوردار است و عمدتاً جز گریز ،چاره ای در مقابل زلزله ندارد .حتی ساختمان های مقاوم در برابر زلزله نیز قابل اطمینان نیستند .شگفتا که انسان در عالی ترین موقعیت حیات خود نسیت به اشکال دیگر حیات (مانند حیوانات ) ، از توان کمتری برای پیش بینی زلزله برخوردار است .این همه عجز اما ، به جای آنکه به تلاش یا فروتنی فزون تر انسان منجر شود ، عجزی دیگر می آفریند .عجز مضاعف جهل و اصرار بر جهل .زلزله قوه ترس انسان را به کار میاندازد و ترس که خود محصول جهل انسان است ، به تاسیس علم همت می گمارد .ترسوترین انسان ها در برابر به عالم ترین آنها در این باره تبدیل می شوند .قصاصون این بار در قامت عالمان ظاهر می شوند .کسانی که قبلاً کوس رقابت با انبیا را در گوش مومنان می خواندند اکنون به جای علما نشسته اند.بازار پیش بینی زلزله گرم است . کار از جعل نظر متخصصان یا اعلام یافته های کف بینان گذشته است و نوبت به سیاستمداران رسیده است .رسانه های نزدیک به بنیاد گرایان از قول گروهی منسوب به ایشان که به مدد انتخابی ناتمام ،قدرتی تمام را در تهران در دست گرفته اند ، خبر داده اند که به زودی زلزله ای بالاتر از شش ریشتر در پایتخت رخ می دهد که در دم ، سه میلیون صاحب دم ، جان به جان آفرین تسلیم می کنند .شگفت پیشنهاد ایشان است برای تخلیه شهر تهران ، و این یعنی سقوط تهران بدون حمله افغان.تصور کنید شهری خالی از انسان را با حساب های بانکی تسویه شده و ثروت های زیر خاکی جارو شده و ساختمان های رها شده که صاحبانشان در خیابان های شهرهای ایران سرگردان در پی مکانی امن می گردند تا از زلزله ، این دشمن غایب از نظر ، جان سالم به در برند .

اهالی سیاست می توانند بر این کار نام  «براندازی» بگذارند که بهترین راه فروریختن نه فقط یک نظم سیاسی ،که نظمی اجتماعی است .مردان قانون شاید ناشران این شایعه را در زمره اصحاب تشویش اذهان عمومی بخوانند ،اما از نگاه فلسفه عمق فاجعه فراتر از این دو است :دل سپردن به آگاهی های کاذب ،بهره بردن از رسانه شایعه و سوار شدن بر موج این دو ابزار دروغین برای رسیدن به ساحل قدرت ،معنایی جز پوپولیسم ندارد .

پوپولیسم (توده سالاری )مجموعه ای از باورهای عوام زده است تا عوام رابه زیر حکومت بگیرند .عوام اما همان مردمند که در دموکراسی باید به حکومت برسند .پس هر دو اندیشه به حاکمیت مردم می اندیشند ؛اما در دموکراسی این قانون است که حکومت می کند و در پوپولیسم ،ایدئولوژی .براساس این ایدئولوژِی ، نه فقط حق اعمال قدرت ، که حق تشخیص حقیقت با مردم است .این مردم هستند که نیک و بد ، حق و ناحق ،درست و نادرست را تعیین می کنند .در حالی که در دموکراسی با مرز بندی میان دانش و ارزش ، حقیقت و  قدرت ،فرزانگی و حکمرانی ، میکوشد به ارائه شیوه ای فروتنانه برای ایجاد حیات سیاسی عادلانه بسنده کند . پوپولیسم با ادغام همه این مفاهیم ،تلاش دارد در عین عوام سالاری ؛آنان را در جایگاه عالم ترین حاکمان بنشاند .پشت پرده این در پی مردم دویدن ،البته همواره نخبه یا نخبگانی وجود دارند که با دست های نامرئی قواعد اجتماعی را کنترل می کنند.در واقع ، همه پوپولیست ها قبلاً در مکانی نامعلوم از زمان تصمیم خود را گرفته اند و تنها می کوشند با پیروی از سلائق عوام ،خویش را خدمتگزار و مباشر ایشان نشان دهند .آنان می دانند که مردم بنا به سنت دائی جان ناپلئون ،همواره کار را کار انگلیسی ها می دانند .پس در همان حال که بهترین دوره روابط ایران و انگلیس در 25 سال اخیر سپری می شود ،روبروی سفارت این کشور در خیابان فردوسی تهران تجمع می کنند تا بار دیگر به مردم اثبات کنند که کار، کار انگلیسی هاست .

برخی مدیران شهری می دانند که مردم بنا به روش شاه عباس صفوی از سرکشی امرا به رعایا با لباس مبدل یا محقر خشنود می شوند .پس بار عام می دهند و به دیدار عوام می روند و به جای اصلاح بوروکراسی ویران کشور ، آن را ویران تر می کنند .در دیدارهای حضوری همه قواعد تفکیک قوا و تفویض مسئولیت ها واژگون می سازند و مستقیم با مردم دیدار می کنند تا مردم چهره های آنان را به خاطر بسپارند . پوپولیست ها می دانند که همواره شکم از مغز زودتر عمل می کند .پس در همان حال که به دموکراسی مخالفت می کنند ، از عدالت حرف میزنند .عدالتی توزیعی در این سطح که اگر نمی توان سهم هر ایرانی از نفت ملی را در خانه ها تحویل دهند ،دست کم بن و کوپن رایگان در اختیار ایشان قرار دهند .اگر نمی توانند با ارائه اقتصادی کارآمد ازگرانی جلوگیری کنند ،باسیاستی مقتدرانه قیمت ها را بشکنند .بدین ترتیب پوپولیست ها نه فقط بر مردم ،که بر قوانین نیز حکومت می کنند .قواعد اقتصادی را با قواعد سیاسی منکوب می کنند تا علایق اجتماعی را برانگیزند .

پیروان پوپولیسم درفرهنگ  نیز نفوذ شگرفی دارند .تعریف ایدئولوژی به مثابه آگاهی کاذب در ادبیات مارکس ،طعنه به دین بود و دفاع از علم ، اما دین اگر در محدوده عقل تعریف شود ،نه فقط آگاهی کاذب نیست ،بلکه با ایدئولوژِی در ستیز می افتد .در این صورت ،دین شناسی حتی صورت فعالیتی فلسفی یا علمی می یابد که از دایره ایدئولوژی خارج است . پوپولیست های مذهبی اما دین را در دایره ایدئولوژی خویش می بینند .

گرچه بنیاد گرایان ،خود را از وفاداران به اندیشه های روحانیون معاصر ،همچون آیت الله مطهری می دانند ، اما به سنتی ترین شیوه به ذکر مصیبت ائمه می پردازند .متعارف ترین مجالس سوگواری را از عمومی ترین رسانه های عمومی پخش می کنند و در همه حال که آرای آیت الله مطهری را بر فرق روشنفکران دینی می کوبند ،رساله انتقادی او را درباره حماسه حسینی ناخوانده به نفع عوام رها می کنند .در حالی که بنیانگذار جمهوری اسلامی سخن از وحدت شیعه و سنی بر زبان می راند ،بنیاد گرایان به اختلاف برانگیز ترین مجالس دامن می زنند و در برابر دینداری عالمانه از دینداری عوامانه حمایت می کنند .پیش بینی زلزله و دمیدن بر التهاب ملت ،اما آخرین تحفه این سفره است.این جا همان مقامی است که می توان فارغ از علم و عقل سخن گفت .روشنفکران نیز چون حزب الله ،در معرض  خطر قرارداند .چپ نیز همچون راست ممکن است زیر آوار بماند.

پس می توان به بسج همگانی دست زد . پوپولیسم کنونی اگرچه مخالف حزب مشارکت است ،اما شیفته مشارکت است .

مشارکتی بی نظیر اما بی دریغ ، ازدریای خروشان توده ها که در آن بر حکومت مهر تایید می زنند .در پوپولیسم از رقابت خبری نیست .هر چه هست مشارکت است که ترجیح می دهند از آن به رفاقت یاد کنند .این گونه است که مدرن ترین دولتها (جمهوری)به سنتی ترین روش ها اداره میشوند .رقابت اندک ،مشارکت بسیار و کارآمدی عالی ،این راز پوپولیسم است.

بر این سه ،که ایدئولوژی عدالت را بیفزاید ،معجون کامل می شود .عدالتی توزیعی وابتدایی نه به سنت مارکس یا رالز،که به شیوه افلاطون در سپیده دم تاریخ.

پوپولیسم در مقام یک ایدئولوژی هر روز بیش از دیروز صورت خود را به ما می نماید .این صورت البته هر لحظه در موقعیت جداگانه ای از زمان کامل می شود .روزی به هنگام آن انتخابات بدون رقابت و روزی به هنگام این زلزله غیر قابل پیش بینی .

زلزله تهران اما حتی اگر اتفاق نیفتد ،زلزله بزرگتری در شرف وقوع است ؛زلزله جابجایی گسل های قدرت از چپ به راست .از راست سنتی به راست رادیکال .از اصلاح طلبان نه به محافظه کاران ، که به پوپولیست ها .شاید زلزله اصلی تهران همین زلزله باشد .

مقاله : زلزله در خدمت پوپولیسم

محمد قوچانی –پدرخوانده و راست های جوان –صفحه 331

(تحلیل برخورد سیاستمداران با زلزله بم ، 17 خرداد 1383)

موضوعات
صفحات وبلاگ
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 85824
تقویم رو میزی


                    
 
 
 
قالب وبلاگ